نام تحقیق:
خلاصه فصل های سوم و چهارم و پنجم و ششم کتاب روش های تحقیق کیفی در علوم ارتباطات
استاد :جناب آقای دکتر عبداله گیویان 



طراحی پژوهش1:برنامه ریزی
بر پایه دیدگاه  سنتی و متعارف پژوهش در یک مکان پاک  وروشن آغاز می شود . این مکان دنیایی است فراهم آمده از نظریه ها و همه پژوهشهای تجربه گرایانه مرتبط با پژوهش ، و وظیفه پژوهشگر اینست که بصورتی متقاعد کننده نشان دهد که چگونه پژوهش وی به دانش جدید اضافه می کنید و سپس به پرسش ها و فرضیه های پژوهش می پردازد . انتخاب موضوع پژوهش از تجربه ها ، علائق و فرصت های پژوهشگر شکل می گیرد . طرح پژوهش کیفی به دو مرحله تقسیم می شود :
 1- برنامه ریزی ، که فرایند تعیین مسئله پژوهش است .
 2- آغاز به کار پژوهش ، که مستلزم توجیه حضور پژوهشگر در پژوهش است .
مؤلفه های برنامه ریزی : منابع جستجوی موضوع پژوهش ، به پرسش کشیدن خودمان ، پرسش هایی درباره محیط پژوهش ، طرح پیشنهادی پژوهش ، ملاحظات اخلاقی و حفظ حقوق آزمودنی ها .
تفاوت های پژوهش کمی و کیفی :
در پژوهش کمی سنت قیاسی فرضیه ، اعمال نظم خطی در برنامه ها ، انتخاب دیدگاه نظری ، استخراج قضایا به طور قیاسی را داریم و همپنین اینکه همه مراحل روشن است ، جز در مواردی که از پیش در طرح پیش بینی به مرحله قبلی برنمی گردد ، مراحل به ندرت با طرح اصلی متفاوت است ، متکی به کنترل شدید متغیرها از سوی پژوهشگر بوده ، روایی و پایایی داشته و پژوهشگر به طور کامل از سوژه های انسانی جدا می شود .
در پژوهش کیفی سنت استقرایی ، نوپدیدی و تا اندازه ای کنترل ناپذیری وجود دارد، کمتر وجهی خطی دارد ، کمتر می توان آن را کنترل کرد ، به معنای برنامه ریزی برای احتمالات کلی است ، پژوهش با چند پرسش کلی شروع می شود ، ادبیات و متون پژوهشی خوانده می شود ، برخی تماسهای تلفنی لازم است و در آن پیش بینی نمی شود. گاهی اوقات به مراحلی که طی کرده اند باز می گردند ، دریافتن معانی دچار وقفه می شوند.
 ( وقفه های تصادفی ) که گاهی اوقات عمدی است ( وقفه های تعمدی ) ، برای بررسی معرفت فرهنگی گروه و باز سازی آن ها ، داده های جدید ، طرح های تازه و درک عمیق یک آئین یا عمل انجام می شود .
پژوهشگران کیفی ( هدایتگر هوشمند ، گپکارگاه فرهنگی ، بیگانه حرفه ای ) جستجوگرانی هستند با دست پر و مبتکر .
آگاهی پژوهشگر کیفی از انگیزه ها و کنش های خود و دیگران ، کنترل درونی است مثل کنترل بیرونی پژوهشگر کمی در پژوهش های قیاسی فرضیه ای .
منابع برای یافتن موضوع پژوهش :
نخستین علت گرایش پژوهشگر به این عرصه ها ، حس کنجکاوی درباره اینست که مردم چگونه نشانه ها را برای خلق دنیاهای معنادار استفاده می کنند .
1- نظریه ها و ادبیات پژوهش 2- مسائل عمومی مردم 3- تجربه ها و امکانات شخصی 4- تأمین منابع مالی .
نظریه ها و ادبیات پژوهش :
1بیشتر پژوهش هایی که روش های کیفی را بکار می برند،در پی آن هستند که در فهم مباحث نظری               (در حوزه ارتباطات)مشارکت ورزند.پژوهش های کیفی در استفاده از نظریه انعطاف پذیرترند.برخی از منابع انعطاف پذیری عبارتند از:
1- پارادایم فرهنگی طیف گسترده ای از واقعیات اجتماعی را که جمعی و اشتراکی هستند به پژوهشگر می دهد برای اندیشیدن به مفاهیمی که با موضوع مرتبطند .
2- دومین منشأ روش های کیفی در استفاده از نظریه که در توانایی نظریه سازی درباره رفتارها و فعالیت های ارتباطی خاص نهفته است .
3- شکار اندیشه ها ، استفاده از نظریه های متفاوت و متناقض برای پیشبرد بحث نیز سومین منبع است.
مسائل عمومی :
مسائل عمومی جامعه منبعی غنی از ایده های پژوهشی است .بطور کلی مردم نگاری برای تعمق در لایه های عمیق تجربه های زیسته مردم فقیر،محرومان از حقوق مدنی و مطرودان بسیا مناسب است و این امکان را فراهم می کند که گروه هایی که به لحاظ اجتماعی نادیده گرفته شده اند یا صایشان خاموش شده است،دیده و شنیده شوند.همچنین هدف این پژوهش ها آشکارسازی جنبه های ناشناخته موضوع های ظاهرا آشنا و شاید اشاره به مسائلی باشد که کسی فکر نمی کند وجود دارند.
تجربه های شخصی :
مهم بودن تجربه اهمیت ندارد ، این مهم است که ما درباره تجربه های خود چگونه فکر می کنیم و چه احساسی را در قبال آن ها داریم .به عبارت دیگر ما با تجربه هایمان مسأله پردازی می کنیم.برای این کار فرد باید در انواع تجربیاتی که در زندگی اش دارد جستجو کند.روبرو شدن با فرهنگ ها و پیا سبک های زندگی گوناگون یا شیوه های جدید انجام کارها می تواند ما را با طرز تفکر قالبی خودمان رویارو سازد و به ما بینش و بصیرتی بدهد که زندگی دیگران را دقیق تر ببینیم.
تأمین منابع مالی بر پایه اولویت ها :
بر پایه اولویت ها پژوهش نیاز به منابع مادی و انسانی دارد،و تعداد اندکی از دانشگاه ها می توانند همه این امکانات هزینه مند را تأمین کنند.نکته دیگر اینکه نهادهای دانشگاهی،نقش حیاتی در برآوردن نیازهای علمی دولت های مرکزی و ایالتی ایفا می کنند.هر ساله مبلغ هنگفتی در اختیار دانشگاهیانی قرار می گیرد که آماده اند پاسخگوی این نهادها و اولویت های تعیین شده آنها باشند.
پرسش از خودمان:
پژوهشگران در نخستین مراحل طراحی پژوهش باید با چند پرسش کلیدی روبرو شوند و از خود بپرسند:آیا این ایده با هویت فردی و پژوهشی من سازگار است.ایده های پژوهش غالبا برآمده از احساس نیاز ما به درک و شناخت خود ماست.درباره آن دسته از ایده های پژوهشی که به آنها دلبستگی نداریم یا ارتیاطی با آنها برقرار     نمی کنیم باید از خود بپرسیم که:آیا می توانم رابطه ای موثر و دیالکتیکی بین احساس شخصی خود از آنچه پیرامونم می گذرد و چهره ای که به عنوان پژوهشگر از خود به دیگران نشان می دهم،برقرار کنم؟همچنین باید از خود پرسید آیا می توانم در طول زمان طولانی و دشوار پژوهش،علاقه خود را به این پژوهش حفظ کنم؟واینکه آیا این ایده پژوهش می تواند به لحاظ نوع و کیفیت به نتایجی بینجامد که باعث پیشبرد هدف های حرفه ای من بشود؟
پرسش درباره عرصه پژوهش:
پژوهشگر باید درباره محیط و عرصه پژوهش خود پرسش هایی طرح کند.از جمله:آیا با توجه به منابعی که در اختیار دارم،پژوهش در این عرصه امکان پذیر است؟آیا می توانم این پژوهش را با اعتماد به نفس و اطمینان از اینکه کار ارزشمندی خواهد بود آغاز کنم؟
میدان ، محل ، عرصه
میدان :
ناظر به نقاط تقاطع موضوع قلمروی است که پژوهش در آن انجام می شود ، دامنه گسترده ای از وقایعی است که نظرا با هم ارتباط دارند .
محل ( محیط ) :
به مکانی فیزیکی،محلی و معین اشاره می کند که در آن پژوهشگر و کنشگر اجتماعی مشترکا حضور دارند .
عرصه :
صحنه کنش اجتماعی بنا به تعریف خود کنشگران ، سازه ای که مشارکت کنندگان آن را برای  دستاوردها و اقدامات عاجل خود می سازند و بافتاری معنادار است که در آن بخشی از یک کنش اجتماعی مکررا رخ می دهد .
عرصه آزمایی :
بررسی اکتشافی عرصه ای است که قرار است مطالعه شود.پژوهشگر به یک یا چند محل می رود و با دیدن،  شنیدن و لمس کردن شناختی از آن مکان ها به دست می آورد و در مورد ابعاد عادی مردم آن جا و فعالیت هایشان اطلاعات جمع آوری می کند .
 
 
 
طرح پیشنهادی پژوهش :
در فرایند پژوهش یک طرح پیشنهادی رسمی نوشته می شود و به مخاطبان عرضه می شود ، صرفنظر از تفاوت مخاطبان ، همه طرح های پیشنهادی هدف های مشترکی دارند ، آگاه کردن دیگران از هدف پژوهش ، منطق آن ، فرایندها و نتایج مورد انتظار است . طرح باید واضح باشد و مراحلش بدرستی توجیه شود ، باید متقاعد کننده باشد. مخاطبان نسبت به طرح واکنش نشان می دهند . طرح پیشنهادی پژوهش راهی برای پایبند شدن محقق به انجام پژوهش است .
عنوان :
یک عنوان خوب باید دقیقا بیانگر موضوع پژوهش باشدو بافتار و روش پژوهشی را نشان دهد.
چکیده یا خلاصه :
ارائه شرحی فشرده از برنامه کار پژوهشی از نویسنده ، اینکه چه چیز بررسی خواهد شد ، پژوهش چگونه اجرا خواهد شد ، انتظار چه نتایجی می رود ، در چند جمله در آغاز طرح پیشنهادی می آید و توجه خواننده را به نکات مهم متن اصلی جلب می کند ، ویژگی های خواننده قالب کار است .
دلایل منطقی انجام پژوهش :
این بخش باید به پرسشی که در ذهن بسیاری از خوانندگان هست جواب دهد ، چرا این موضوع باید در این زمان بررسی شود ، نویسنده باید مسئله پژوهش را به روشنی توضیح دهد و برای دفاع از ضرورت انجام پژوهش      قوی ترین استدلال های خود را ارائه دهد ، باید آنها از انسجام و برخوردار باشد ، باید اهمیت آن را توضیح داد و درباره قابلیت های روش های کیفی توضیح کافی داد .
قلمروهای نظری و مفهومی پژوهش :
خوانندگان طرح دوست دارند منطق نظری و مفهومی پژوهش را بدانند ، به ویژه شورای بررسی پایان نامه یا کمیته بررسی بودجه پژوهشی می خواهند جایگاه طرح را بدانند ، اینکه پژوهشگر از چه راهی می خواهد به مقصد برسد، مبنای انتخاب و جهت گیری پژوهش چه بوده و آیا به اصطلاحات آشنا اشاره و متون و منابع مورد استفاده را مشخص می کند .
فرضیه ها یا پرسش های پژوهش :
فرضیه به شکل مرسوم در پژوهشهای کیفی کمتر بکار میرود.چون محقق دنبال روابط بین متغیرها نیست بلکه میخواهد پدیده های اجتماعی را تفسیر کند.مگر پژوهشگر برای تولید داده های معتبر مدتی طولانی در میدان پژوهش بسر برده باشد،در پژوهش های کیفی طرح پرسشهای پژوهش رایج تر است.آنها بیانگر انتظارات محقق هستند و سوا لهای بازی اند که به کمک استدلالهای نظری و عرصه ازمایی پژوهشگر را در عرصه پژوهشراهنمایی می کنند.اگر در مراحل بعدی مشخص شد که پرسشی اهمیت کمتر از تصور دارد می توان آنرا حذف یا باز نویسی کرد.
روش شناسی،دستور کار و تدارکات :
روش شناسی راهبردهایی است که بین هدف های پژوهش و اینکه چه نوع روشی را چگونه باید بکار برد پیوند برقرار می کند ، باید ارتباط بین روش ها را توضیح دهد ( مشاهده مشارکتی ، مصاحبه ، تحلیل متون ، نمونه گیری) دستور شیوه های بکار گرفتن روش های پژوهش است که متضمن پاسخ به این پرسش هاست :
ورود به محل های پژوهشی چگونه باید باشد ؟ چگونه باید به افراد مطلع نزدیک شد ؟ چطور برای بازی در عرصه برنامه ریزی کرد ؟ مشاهدا و مصاحبه در کدام بافتار انجام شود ؟
تدارکات :
ناظر بر تدارکات ومدیریت منابع است کع عبارتند از رایانه ها ، ضبط صوتها ، حق الزحمه دانشجویان و...
در پژوهش های ساده سازمان ، پژوهشگر می تواند از عهده پرداخت هزینه برآید .
تحلیل :
خوانندگان طرح های پیشنهادی ، خواهان اطلاعاتی درباره روش های کدگذاری و تحلیل داده ها هستند ، اینکه آیا از نرم افزارها استفاده می شود و پژوهش روایی و پایایی دارد .
 
 
 
برنامه زمان بندی شده :
آخرین بخش برای تکمیل طرح است.پژوهشهای کیفی زمان بندی های منعطف تری دارند،درنظرگرفتن زمان بیشتر برای هر یک از مراحل بهتر است تا پژوهشگر خود را در تنگنای زمانی و اضطراب قرار دهد.برای سازمان های تأمین کننده بودجه و دروازه بانان مهمتر از شورای بررسی پایان نامه ها است.
مراقبت از آزمودنی ها در پژوهش کیفی:
تدوین طرح پیشنهادی فرصتی برای فکر کردن به اخلاق پژوهش هم هست که مهمترین آنها مربوط به سوژه های انسانی است که در پژوهش مشارکت می کنند، توجه به آسایش افراد و مراقبت از آزمودنی ها،استفاده از      مرامنامه های اخلاقی رسمی تحولی جدید است.
رضایت آگاهانه:
اصل احترام بر کرامت و استقلال افراد تأکید می کند،افراد باید داوطلبانه در پژوهش شرکت کنند،بفهمند پژوهش از آنها چه می خواهد،از خطرات و منافع احتمال بداننو رضایت حقوقی معتیر داشته باشند.
ایزارها:
معمولا پژوهشگر باید ابزارهای گردآوری اطلاعات (پرسشنامه،نخبه،آزمونهاو...)را برای بررسی به شوراهای بررسی طرح ها ارائه کنند.در مشاهده مشارکتی خود او کار گردآوری ابزار اطلاعات را انجام می دهد.
جمعیت های آسیب پذیر:
کودکان،بی خانمان ها،بیماران تحت مداوا،زندانیان،معلولان جسمی و ذهنی که نیاز به مراقبت های خاص دارند،ممکن است مهنای مشارکت داوطلبانه را نفهمند یا در محیطی باشند که داوطلب بودن معنایی خاص دارد.   در مورد کودکان خردسال کسب اجازه از والدین آنها ضروری است.
دسترسی به اطلاعات:
گاه مشارکت کنندگان نگران می شوند اطلاعاتشان از سازمان های امنیتی سردرآورند،باید به آزمودنی ها اطمینان داد همه اطلاعات آنها در طول پژوهش محرمانه می مانند.
بازنمایی متنی آزمودنی ها:
ممکن است انتشار هر پژوهش کیفی،اسرار افراد یا گروه هایی را افشا کرده و به آبرو و اعتبارشان لطمه بزند،      می توانند چگونگی بازیابی را بازبینی کنند واصلاحاتی انجام دهند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خلاصه فصل چهارم
 
طراحی پژوهش2:آغاز به کار
با توجه به ارتیاطات زیاد امروزه نمی توان گفت که هر کنشی را می توان ببرسی کرد و هر میدانی سازه ای مناسب است.بیشتر پژوهش های کیفی بر اعتماد حاصل از ارتباط شفاهی یا مجازی با دیگران ارتباط دارد و باید مسائل مربوط به دسترسی به محل پژوهش،معرفی خود و روال کارمشخص شود.برای شناسایی راه های برقراری ارتباط پرسش هایی ایجاد می شود.از جمله اینکه:محل پژوهش کجاست؟با چه کسانی باید تماس گرفت؟چگونه باید خود و هدفهایم را معرفی کنم؟چگونه باید با مشارکت کنندگان ارتباط برقرار کنم؟
برقراری ارتباط با عرصه:
برخی روزها یا هفته های اول را ناراحت کننده ترین مرحله کار میدانی می دانند.هر دو طرف احساس شکنندگی می کنند.پژوهشگر چون باید به محیط جدید وارد شود د به جای کارهای روزمره وقتش را صرف یادداشت های میدانی کند.اینکه چه نتایجی می گیرد.مشارکت کننده که سوژه کنجکاوی فردی شده که او را کاملا نمی شناسد و پرسش هایی که برای او پیش می آید از جمله اینکه او چه چیزها می خواهد بداند و دلیلش چیست؟
مذاکره برای دسترسی به محل پژوهش:
پژوهشگر در همان ابتدا باید دسترسی به مکان های پژوهش را ارزیابی کند و آن پس از شکل گیری ایده پژوهش است.گاه وضعیت دسترسی همزمان با ورود به میدان مشخص می شود.
شرایط دسترسی به چند چیز بستگی دارد:طرح چه مدت طول می کشد؟او چه نقشی ایفا می کند؟ورود به چه حوزه هایی امکان پذیر یا ناممکن است؟چه مواقعی می تواند به عرصه دارد یا از آن خارج شود؟چند مصاحبه    می تواند انجام دهد؟اینها به نوعی به بحث حفاظت از آزمودنی ها مربوط می شود و این دو با هم مورد بحث قرار   می گیرند.
 
 
دروازه بانان:
به فرد یا گروهی اطلاق می شود که اختیار دارد با پژوهشگر مصاحبه و دسترسی او را به گروه یا سازمان تأیید کند.پژوهشگر باید متن مکتوب همراه با سوابق پژوهشی خود را به دروازه بان تسلیم کند.پژوهشگر باید بداند نیاز او به مجوز دروازه بان بیشتر از نیاز به دروازه بان به پژوهش است،چرا که گروه ها یا سازمانها نه تنها اغلب بهره چندانی نمی برند بلکه گاهی لطمه هم می بینند.
پژوهشگر باید نکات زیر را در رابطه با این موضوع رعایت کند:
*خوب درباره گروه یا سازمان مورد بررسی تحقیق کند و طرح پیشنهادی پژوهش را متناسب با شرایط و امکانات آن گروه یا سازمان تهیه کند.*شیوه های معرفی خود و طرح پژوهشی اش را به دقت مورد توجه قرار دهد.*خواستار مشاوره  و کسب اجازه از دیگران در سازمان باشید.
حامیان:
برعکس دروازه بان،حامی کسی است که آشکارا تمایلی به انجام پژوهش دارد و علاوه بر فراهم کردن زمینه برای دسترسی خود با مراجعه به دیگران پژوهشگر را معرفی می کند،به او در پیدا کردن افراد مطلع یا منابع کمک       می کند،گاه خود در نقش اطلاع رسان اطلاعاتی را درباره آداب و رسوم محلی،هنجارها،ساختار قدرت و....به پژوهشگر می دهد.
مذاکره در باب روابط:
در اصل شروع خوب در گرو کسب اطلاعات از کسانی است که از کسانی است که مشتاق همکاری هستند.استدلال پژوهشگران فوائد اجتماعی کار است،طرح این نکته این پژوهش بر رفتار یا موضوعی که برای گروه مهم است تأکید می کند.
مشخص کردن تعهدها و مسئولیت ها:
یکی از عملی ترین نکاتی که آزمودنی می خواهد بداند اینست که چقدر در پژوهش درگیرمی شود.پژوهش چقدر طول می کشد و چند نوبت مشاهده یا مصاحبه دارد.پژوهشگر باید طرحش را واقع بینانه و قانع کننده توضیح دهد،روال امور ئدر هر جلسه را توضیح داده و در این کار جدی باشد.
مشخص کردن چشم انداز پژوهش:
چانه زدن با دروازه بانان و حامیان و مشارکت کنندگان پژوهشگر را در آستانه ورود به عرصه پژوهش قرار داده،چشم اندازی از کنش پژوهش به او می دهد.گزینش و پذیرش یک چشم انداز یعنی محقق رفتار خود را در گروه ضابطه مند می کند و مثل آنها رفتار می کند.چشم انداز تعریفی از آنچه که دیده و شنیده می شود و آنچه مورد توجه واقع شده یا گزارش می شود می دهد،ابزاری است برای معنابخشی به تجارب پژوهشگر در میدان که شبیه چشم انداز مشارکت کنندگان است.
روش های اکتشافی:
وقتی اطلاعات درباره عرصه پژوهش کم است یا کنش اجتماعی مهم است روش های اکتشافی مفید است.
نقشه ها:
به پژوهشگر کمک می کند ابعاد فضایی محل پژوهش را بشناسد.هر فضا که محل کار و زندگی کنشگران اجتماعی است به مکان هایی تبدیل می شود که منحصرا بیانگر علائق و اولویت های افراد است.ترتیب قرار گرفتن دیوارها،پنجره ها،راهروها همراه با نورپدازی ها،کفپوش وشکل اینها بسترهایی می سازند که فعالیت ها در آن جریان میابد و محیط اجتماعی مشخصی را درست می کنند.
رسانه های دیداری:
فیلم و ویدئو و عکاسی رایج ترین شیوه در جمع آوری اطلاعات مردم شناسی بوده چون امکان بازبینی مکرر دارند،جزئیات را ضبط می کند.
در مردم نگاری کمتر از تصاویر به عنوان منبع اصلی داده ها استفاده می شود.انسان ها به خاطر ضعف حافظه دیداری توان مشاهده محدود دارند و با دوربین می توان وقایع را چند بار دید و کل واقعه یا عرصه ای را به صورت مجزا نشان داد.
اسناد:
معمولا اسناد به خودی خود اهمیتی ندارند اما وقتی با شواهد دیگر مرتبط شوند می توانند حاوی نکات زیادی باشند.
*اول اینکه می توان اسناد را به گفتنارها و بافتارهای کنش اجتماعی مورد مطالعه ربط داد.
*دوم اینکه می توانند در بازسازی رخدادهای گذشته یا فرایندهای آتی که امکان مشاهده مستقیم آنها نیست کمک کنند،ارزیابی صحت آنها مهم است.*سوم اینکه اسناد بیانگر انواع مشخصی از عقلانیت و تبلور قوانین اجتماعی است مثل بخشنامه مدیران.
روزنگار پژوهش:
روزنگار دفتری است که مردم در آن خاطرات و تفکرات خصوصی اشن را می نویسند.بعضی فعالیت ها انقدر کم رخ می دهد یا در خفا و سری انجام می شود که برای مستند کردنشان از نوعی بررسی میدانی به نام روزنگار یا مصاحبه-روزنگار استفاده می شود.پژوهشگر دفترچه روزنگار را برای مدت معینی مثلا یک هفته در اختیار مشارکت کننده قرار داده و ممکن است از او خواسته شود تنها رخدادهای خاص را ثبت کند و یا خواسته شود نگرش ها و برداشت های خود را در قالب متنی آزاد در آن بنویسد.روزنگاران می شوند اطلاع رسانانی درباره خود.
منابع کمی:
نباید روش های کمی را با مطالعات کیفی متضاد دانست،به ضریب دقت محقق در طراحی می افزاید مخصوصا پیمایش ها،پاسخ های لازم برای پیمایش ها و مصاحبه می توانند در یک طرح دو مرحله ای بکار روند.
مصاحبه های توجیهی:
راهی برای شناخت بهتر عرصه،مصاحبه با افراد مطلع و مهم است،چون پژوهشگر را با مسائلی چون هدف های جاری،مأموریت ها،کارکنان،برنامه گدشته و آینده سازمان آشنا کند.نتیجه آن مروری بر جزئیات سازمان است.
نمونه گیری:
به دلیل اینکه در پژوهش نمی توان همه جزئیات را بررسی کرداستفاده از راهبرد نمونه گیری اینکه چه چیز را مشاهدع یا با چه کس مصاحبه کنند،پژوهشگر را قادر می سازد با کمترین اتلاف نیرو تماس های نطام مند با پدیدارهای ارتباطی برقرار کند.
 
 
واحدهای نمونه گیری:
محل ها،محیط ها،فعالیت ها،رخدادها و زمان ها واحدهای نمونه گیری هستند.در بیشتر طرح ها ی پژوهشی ،ترکیبی از آنها برای تعیین راهبرد نمونه گیری بکار گرفته می شود.
محل ها و محیط ها:
مکان های جغرافیایی هستند که برای مردم معنای اجتماعی و فرهنگی دارند،هر محل از محیط های متعددی تشکیل شده است.مهمترین واحد برای کسانی است که می خواهندچگونگی تعامل مردم با طبیعت یا محیط های مصنوع را مطالعه کنند.
راهبردهای نمونه گیری:
بیشترشیوه های نمونه گیری در پژوهش کیفی مبتنی بر احتمالات تصادفی که شانس همه برای انتخاب شدن یکسان است،نیست و نمی توان نتایجش را به کل جامعه مطالعه شده تعمیم داد.این امر به دو دلیل مشکل ایجاد          نمی کند:
1-پژوهش های کیفی اطلاعاتی تولید نمی کند که بتوان با روش های آماری آنها را تعمیم داد.
2-پژوهش  های کیفی بر کنش های اجنماعی و معناها و برداشت های مردم در بافتارهای خاص فرهنگی و تاریخی تأکید دارند.
نمونه گیری گلوله برفی:
منحصرا در پژوهش های مبتنی بر مصاحبه بکار می رود،نمونه ها را از طریق کسانی که می دانند پژوهشگر به دنبال چه افرادیاست گرد می آورد،برای گروه های دیریاب(معتادین) کاربرد دارد،در آن فردی انتخاب می شود که حاضر است نقش دوگانه مصاحبه شونده و معرف را ایفا کند،او افراد دیگری را از آشنایانش معرفی می کند و برخی از آنها افراد دیگری را،زنجیره معرف ها در مسیر خود و در طول زمانم مثل گلوله برفی بزرگ می شوند.
 
 
 
نمونه گیری بر اساس سازه های نظری:
اگر مبنای پژوهش گرایش های نظری باشد می توان افراد،فعالیت ها و رخدادها را بر اساس سازه های اصلی آن نظریه انتخاب کرد،نمونه ها بر اساس علائق نظری انتخاب می شوند.آنچه این نمونه گیری را از دیگر انواع آن متمایز می کند اینست که آغاز و نقطه شروعش نظریه پردازی پژوهشگر است.
نمونه گیری از موارد متعارف یا افراطی:
در مورد امور هنجارین و مورد انتظاردر حوزه ای از زندگی اجتماعی بکار می رود.نمونه های انتخاب شده معرفنوعی رفتارند که معمولا دریک عرصه رخ می دهد.
موارد افراطی خطرناک و کمیاب است،در قیاس با رفتارهای روزمره اجتماعی و حتی بیمارگون هستند و مطالعه این موارد اطلاعات زیادی درباره هنجارهای جامعه به ما می دهند.
حجم نمونه:
در آزمون های کمی حجم نمونه ها در تصمیم گیری در آزمون های آماری و محاسبه اعتبا آمار اهمیت دارد ولی در کیفی ناشناخته است، تعداد می تواند یک باشد می تواند صدها نفر.معمولا می گویند تا پیش از مراحل پیشرفته پژوهش نمی توان پیش بینی کرد.در نظام های محدود می توان کل جامعه را مطالعه کرد ولی وقتی هدف کاوش در لایه های درونی تاریخ فرهنگی است مستلزم منابع بیشتری هستند.قاعده ای برای تعیین حجم نمونه درست وجود ندارد و پژوهشگر می تواند بر اساس دامنه پژوهش،پیچیدگی موضوع،زمان،منابع دیگر و دسترسی به مشارکت کنندگان حجم نمونه را تخمین بزند.
 
 
 
 
 
 
 
 
خلاصه فصل پنجم
 
مشاهده،یادگیری،گزارش:
پژوهشگران کیفی بیگانه های حرفه ای اند،یادگیری قواعد زبانشناختی و راه های تازه احساس کردن که تنها با زیستن در بین آنها ممکن می شود.فناوری نرم مشاهده نظام مند،فناوری نرم همه ابزارهای حسی و مفهومی است که پژوهشگر آنها را به کار می برد،نرم هم یعنی قواعد انعطاف پذیرند،در آن ویژگی های منحصر به فرد یک فرد مشاهده و با دیگر پدیده های مرتبط مقایسه می کند برای شناختن شباهت ها و تفاوت هایشان.مشاهده نظام مند یعنی مشاهده و بازگویی موقعیت های اجتماعی در پیوند با بافتارهای طبیعی شان به شیوه ای پیگیرانه،روشمند و روشن.موارد آن:*مدت زمان قابل ملاحظه ای صرف بررسی موضوع می کنند.(مداومت)*چگونگی انجام مشاهده را توصیف می کنند.(وضوح)*هوشیارانه مشاهده را انجام می دهند و برای تغییرات فی البداهه جایی در نظر       می گیرند.(روشمندی)*توجهشان را به شیوه هایی که دربردارنده آموزش های حرفه ای و انگیزه های فردی اشان است متمرکز می کنند.(مشاهده کردن)*آگاهانه و گزینشگرانه بر پدیده های پیچیده متمرکز می شوند و مشاهدات خود را خلاصه می کنند.(بازگویی)مشاهدات خود را بر پایه روابط بین مکان ها ،افراد و فعالیت ها بنا              می کنند.(موقعیت های اجتماعی)*تلاش میکنند بین جنبه های خاص و اثرلت درازمدت آن تمایز قائل شوند.(ارتباط با بافتار طبیعی رخدادها)
مشاهده مشارکتی:
بودن در حضور دیگران به طور مداوم و داشتن جایگاه کسی که بخشی از زندگی آنها است.ویژگی های مشاهده گران مشارکتی عبارتند از:1-دنیای افراد بومی را تقریبا شبیه خودشان می بینند.2-از تفسیر افراد مطلع برای شناخت دنیای اطرافشان استفاده می کنند.3-با مردم به روش هایی که آنها فورا متوجه می شوند مرتبط می شوند.4-شیوه های معنا سازی آنها را به دقت فرا می گیرند.5-قدرشناس افراد معنا بخش می باشند.
بخش عمده ای از مشاهده مشارکتی گفتگو است،هدف توصیف تعامل ها است،اینکه مشارکت کنندگان چه دلیلی برای حضور یکدیگر می آورند و چگونه هم را ارزیابی می کنند.
 
 
مشاهده مشارکتی کارآمد:
اعتبار مشاهده مشارکتی ناشی از حضور پژوهشگر در عرصه است ،معمولا مشاهده و مشارکت با هم رخ          می دهند،در نتیجه توانایی گزارشگران در دو راستای موازی گسترش میابد:1-تجربه در گروه باعث می شود پژوهشگران هر روز بیشتر در انجام کارها مهارت پیدا کنند.2-تجربه مشاهده باعث می شود روز به روز مهارت ایشان در توصیف روشن،تفصیلی و مرتبط با نظریه افزایش یابد.همچنین مهارت هایی از جمله  تحمل در حاشیه بودن،تنوع ضروری و تجسم و عینیت بخشیدن امکان توفیق در کار میدانی را افزایش می دهند.
رعایت نکات زیر از سوی مشاهده گران مشاهده ای الزامی است:
*تصمیم گیری آنی:
یکی از معضلات مشاهده اینست که رخدادهای مرتبط و غیرمرتبط به یک اندازه زودگذرند و تنها زمان ناپدید شدن می توان آنها را از هم تمیز داد و پژوهشگران نمی توانند رخدادی را دوباره ببینند پس باید تصمیم بگیرند چه چیز مهم و چه چیزی بی اهمیت است بر پایه معیارهایی که می شناسند.
*اخلاقی بودن:
پژوهشگران باید به دیگران آسیبی نرسانند،اصول اخلاقی،هنجارها و ارزش هایی هستند که مشارکت کنندگان برای رفع مشکلاتشان به آن متوسل می شوند و این می تواند حاوی نکات ظریفی باشد.همچنین پژوهشگران باید آماده پذیرش چند دروغ یا اسطوره درباره اخلاق حرفه ای خود باشند و مسائلی از قبیل رضایتنامه گرفتن های فوری  ،بی علاقگی دوسویه،عملا دست بردن در رخدادها نیز دیده می شود.
وسوسه های مشاهده مشارکتی:
1-این ادعای نادرست که شاهد صحنه ای بوده اند.2-تظاهر به مشاهده و مشارکت در واقعه ای.3-ادعای داشتن دانش مستقیم از رخدادها.4-معرفی وقایع برنامه ریزی شده به جای وقایعی که خودبخود اتفاق افتاده اند.5-درست وانمود کردن راهبردهای نادرست.همچنین وسوسه های دیگری از جمله استفاده عمومی از مجوزهای جعلی برای ورود به عرصه،نگاه کردن به اسناد شخصی،استراق سمع،خط دادن به افراد مطلع با آگاه کردن آنها از آنچه دیگران گفته اند و فریبکاری با رفتار صادقانه.
مشارکت کننده کامل:
در این فعالیت فرد به عنوان عضوی از گروه می شود،تظاهر و به شکلی مناقشه آمیز فریبکاری است،مشارکت کنندگان کاملا مانند آزمودنی ها در عرصه عمل می کنند و کسی نمی داند آنها پژوهشگرند.این روش به آنها امکان می دهد از خودی که در نقش دیگری است برای فهم رفتارها در محیط طبیعی استفاده کنند.
پژوهشگران اغلب به دلایل زیر این روش را نمی پذیرند:
1-آزادی عمل و توانایی آنها برای برقراری روابط خاص با دیگر اعضا محدود می شود.2-تجزیه هویت کاری سخت است و همواره نگران کنار رفتن نقابشان هستند.3-آنهایی که امکان کار گروهی نداشته اند ممکن است در مقام تحلیل نتوانند فاصله خود را با محیط حفظ کنند.(بومی شدن)4-عدم رعایت مطاحظات اخلاقی،این روش فریبکاری است و نوعی سوءاستفاده از اعتماد مردم  نسبت به انگیزه های یکدیگر در زندگی روزمره و عدول از حفظ موازین حقوق آزمودنی ها.
مشارکت کننده مشاهده گر:
مشارکت کننده به عنوان پژوهشگر وارد گروه می شود و خود را معرفی می کند.اعلام آشکار هدف خود ، مشارکت کامل و غرقه شدن کامل در عرصه از ویژگی های این نوع پژوهش است.مشارگت پژوهشگران بخشی از توافقشان با دروازه بانان و حامیان است،مسئولیتها در این مدل دائمی نیستند و دسترسی به دیدگاه های آزمودنی ها کاری پیچیده است که مستلزم سازگاری مداوم وی در چارچوب مشارکت است.پژوهشگران باید مرتب اعضا را در جریان کارها قرار بدهند، با افراد مطلع تماس گرفته و اعتماد آنها را جلب نمایند،همچنین این مدل تعامل آگاهانه بیشتری می طلبد.
مشاهده گر مشارکت کننده:
محور اصلی مشاهده است و مشارکت از آن سرچشمه می گیرد،مشاهده برنامه اصلی برای گردآوری داده ها است،ارتباط مشاهده گر مشارکت کننده با افراد مطلع کم و سطحی است،نوع برخوردشان با دروازه بانان متفاوت است،پیشاپیش نوع اطلاعات موردنیاز و زمان و دیگر منابع را مشخص می کنند،دروازه بانان هم با همان شرایط دسترسی آنها را به امکانات تضمین می کنند،مصاحبه و نمونه گیری از روش های رایج برای این گروه هستند.چند راهبرد اصلی از فعالیت اعضا عبارتند از:
*شاگردی کردن و یادگیری زیر نظر پژوهشگر ارشد،ایفای نقش،گذراندن دوره آموزشی،استفاده از تجربیات گذشته یا اشتغالهای کنونی در جنبش های اجتماعی و گروه های حاشیه نشین.
پژوهشگران در این مدل 4 نقش ایفا می کنند:
1-شک گرای کنترل شده:مانند کسی است که تازه به آددنی گرویده و در پی دانستن نظر اعضا بر می آید،او همچون تازه واردی رفتارش ساده لوحانه است و نسبت به آرای گروه تردید نشان می دهد.
2-فعال دوآتشه:به معنای پذیرش ابزارها و اهداف و ایدئولوژی یک گروه اجنماعی است،اینکه از حوادث پشت صحنه تصمیم گیری سردربیاورد و عقاید گروه را تمام و کمال تجربه کند،در اینجا هم پژوهشگر ساده لوح بنظر   می رسد.
3-پژوهشگر شفیق.
4-متخصص.
مشاهده تاکتیکی:
مشاهده گران در این روش در نخستین روزها و هفته ها به دو هدف می پردازند:1-تلاش برای اینکه از همان موضع اولیه خود به پژوهش بنگرند.2- به دقت همه رفتارها و اشیا را مشاهده کنند.
در ابتدای کار پژوهشگران باید وضعیت صوری افراد و کنشگران گوناگون را بدانند،آگاهی از وضعیت سنجی کنشگران اطلاعات زیادی درباره پچونچی ارتباط آنها می دهد.مشاهده نشان می دهد قواعد در موقعیتی خاص چه کارکردی دارد و چالش بین مشخصات شاهری و ایفای نقش باید مورد توجه باشد.
عرصه چگونه سازمان یافته است:
انتخاب و سازماندهی اشیا در عرصه نشان می دهد که اعضای گروه به چه چیزهایی اهمیت می دهند و می خواهند چه تصوری از خود در دیگران ایجاد کنند.بررسی دکور،وسایل بازی یا کار برای فهم کنش اجتماعی مفید است.برخی اشیا به محیط های خاص معنا می بخشند و می توانندد از آثار مادی فعلیتهای انسانی در عرصه یا   روش های استفاده مردم از اشیا برای ایجاد تعامل با محیط بهره ببرند.
 
تعامل های نخستین چگونه رخ می دهند:
نکاتی از قبیل اینکه چگونه گروه با تازه واردان آشنا می شود،از قلمرو خود دفاع می کند و از الگوهای ارتباطی خود استفاده می کند.در مکان های عمومی فرصت های زیادی برای مشاهده تعامل آنها وجود دارد که شامل فرایندهای مهمی است از جمله محیط فیزیکی،سلام و احوالپرسی ها،پرسش ها و داوری ها.ملاقات های مختصر اولیه فرصت های طلایی برای تعیین نقش او فراهم می کند.دست دادنهای مهربانانه،خداحافظی گرم،این موقعیت ها امکاناتی برای تولید اطلاعات زمینه ای و بسط روابط ثمربخش با آنها فراهم می کند.
کنشگران چگونه توجه یکدیگر را جلب می کنند:
افراد قدیمی گروه اغلب عادت های هم را می شناسند،تبادل سخن در بین آنها رمزگذاری شده است،قدیمی ها به درونی کردن مسئولیت ها در گروه می پردازند،یعنی اطلاعاتی که به کل گروه مربوط نمی شود و فقط در بین گروه های فرعی جریان میابد و تعیین اهمیت قواعد برای همه گروه تابع قواعد نانوشته ای است.پژوهشگران باید بدانند محرک های گفتگو چه موضوعاتی هستند،کانال های انتقال پیام کدامند،کنشگران چگونه باید متوجه چه باشند یا نباشند،باید به واژگان،اصطلاحات و رفتارهای غیرکلامی توجه کنند و از مشارکت کنندگان درباره معنی چیزها بخواهند.
کنشگران کی و کجا تعامل می ورزند:
پژوهشگران باید توجه داشته باشند کنشگران در چه شرایطی با هم تعامل می کنند،کی و کجا صورت گرفتن تعامل هم مهم است.یعنی تعامل ها نیاز به زمان بیشتری دارند.در این رابطه دو رفتار هست:رفتار عمومی و رفتار رابطه ای.در اینجا دو مفهوم وجود دارد:1-نشانگرها:رفتارهایی هستند که موقعیت بدنهای ما را به نحوی که نشان دهنده رابطه خاصی باشند معلوم می کند مثل گرفتن دست هم.2-پیوندنماها:نمادها یا ابژه ها که بیانگر گونه ای خاص از رابطه اند مثل حلقه ازدواج،حرکت بچه ها مخصوصا وقتی خواستار توجه بزرگترها باشند،روروک و خطابهای کلامی مثل سلام پسر.
 
چه رویدادهایی مهم هستند:
باید دید چه رخدادهایی در روابط مردم معرف ویژگی های عرصه است.از جمله ویژگی های عرصه نحوه آغاز و پایان تعامل ها،اشاره به عضویت در گروه ها،ترتیب رعایت نوبت برای اظهار نظر و تدبیرهای کلامی است.مشاهده متضمن توجه به محتوای ارتباط به منظور بازسازی آنها بصورت داده های پژوهشی است.زمانی می توانیم رویدادها را بشناسیم که در اجرای آنها مشارکت کنیم و متوجه می شویم کهچگونه رویدادها بیانگر واقعیت های مهم عرصه(تعارض های فردی،تفاوت قدرت سیاسی افراد،عقاید سیاسی)هستند و فرایندها را از تحلیل مشاهداتمان   می شناسیم.
نگارش یادداشت های میدانی:
برای اینکه مشاهده های مشارکتی به شواهد تبدیل شوند ابتدا باید در قالب متونی موسوم به یادداشت های مستند بیایند.مراد از اطلاق متن به این یادداشت ها تأکید بر این نکته است که پژوهش های کیفی معطوف به توصیف کیفیت های نمادین کنش اجتماعی اند.
پیش نویس ها و تذکاریه ها:
پژوهشگران پس از ترک میدان مطالبی یادداشت می کنند که تندنویسی هایی درباره کنش ها است،اظهاراتی است که بعدا در یادداشت میدانی تکمیل می شوند.برخی دفترچه یادداشت های کوچک دارند،کوته نوشت ها،ابزارهای مددکار حافظه،کلیدواژه ها،که این عمل برخی مواقع آشکارا است و یا بصورت پنهانی ضبط می شود.تذکاریه ها فشرده ای از رویدادها و ارزشیابی طرح در حال انجامند که نوشتن آنها بسته به میل پژوهشگر است.پیگیری یادداشت ها باید سریع باشد تا بتواند جزئیات آنها را ثبت کند.
یادداشت های میدانی:
بازسازی های تندنویسی شده و رمزدار مشاهدات در میدان پژوهش هستند.طوری نوشته می شوند که تحلیلگر بعدها با خواندن آن ها خود را در عرصه پژوهش احساس کند.پیشینه هایی ماندگارند که بر شیوه های خاص وقوع رویدادها دخالت دارند،بخاطر محرمانه بودن فقط در دسترس پژوهشگر بوده ونقد نمی شوند.مشاهدات باید بلافاصله پس از ترک هر مرحله از کار میدانی و قبل از اینکه با کسی در میان گذاشته شوند ثبت شوند و به دقت سازماندهی و محافظت شوند.
یادداشت های روزانه و دفترهای خاطرات:
داشتن یادداشت روزانه و نوشتن در آن اقدامی کاملا عملی است،با ثبت بازدیدها از محیط پژوهش و نام کسانی که با آنها ملاقات یا مصاحبه می شود و در این دفتر می توان افت و خیز گردآوری داده ها را مدیریت کرد.همچنین این کار امکانی برای تأمل در مشکلات مربوط به راهکارهای اجرایی و راه حل ها فراهم می کند و می تواند موجب تقویت همکاری شود.پژوهشگران و مشارکت کنندگان می توانند با هم یک دفتر یادداشت روزانه داشته باشند و گفتگوهای غیررسمی درباره فعالیت های پژوهشگر را(که کاملا بیانگر نوعی نظارت بر رفتار اعضاست)در آن بنویسند.دفتر خاطرات هم نوعا مجرایی برای تخلیه احساسات برآشفته،تردیدها،پیشداوری های شخصی،و از این قبیل است.با وجود این،تنهایی تنها دلیل داشتن دفتر خاطرات نیست.چون دفتر خاطرات محملی برای بیان احساساتی است که حاصل ارتباط های بین فردی در میدان است و به پژوهشگر کمک می کند سرپوش محکمی بر هیجاناتش بگذارد تا از واکنش های عجولانه بپرهیزد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خلاصه فصل ششم
 
پرسیدن،گوش کردن و گفتن:
فرایند پرسیدن و گوش کردن همان کهن الگوی مصاحبه است،مصاحبه کردن به معنای لغوی آن بسط یک دیدگاه در بین و در میان مردم است،ومصاحبه کیفی رویدادی است که در آن یک شخص(مصاحبه گر)دیگران را تشویق می کند تا آزادانه علائق و تجربیات خود را بگویند.مصاحبه کیفی روشی انعطاف پذیر است و می تواند در هر جا که امکان صحبت نسبتا خصوصی دو نفر وجود داشته باشد انجام شود.گستره موضوعات آن نامحدود است از شخصی ترین موضوع ها تا عمومی ترین مسائل مثا مباحث سیاسی.تنوع مصاحبه های رسمی و غیر رسمی زیاد است.معمولا رویدادهای اجتماعی هدفمند است ول گاهی هم ممکن است بصورت ناگهانی و خودجوش در حین مطالعات میدانی انجام شود.ممکن است سریع و طی چند دقیقه یا دو ساعت و بیشتر در نشست های فراوان باشد.مصاحبه های کیفی را گفتگوهای هدفمند می نامند که بیشتر آنها حس و حال گفتگوهای دوستانه را پیدا     می کنند.یک نفر(مصاحبه گر)کنترل بیشتری بر طرف دیگر گفتگو(مصاحبه شونده)داشته و گفتگو تأمین خواسته های طرف دیگر است.
هدف های مصاحبه کیفی:
در مصاحبه گفتگوها هدفی ارجاعی دارند و انتظار داریم مردم درباره رویدادها و آنچه بیرون از محیط مصاحبه است با ما صحبت کنند،البته آنها گزارشگرانی بری از خطا و بی طرف نیستند،معمولا جنبه هایی را فراموش        می کنند،بعضی جزئیات را نادیده می گیرند یا در موردشان دروغ می گویند،نقش خود را بزرگتر یا کوچکتر از حقیقت گزارش می کنند یا از منظر شاهدان روایت می کنند.ارزش حقیقی مصاحبه حقیقت از نظر مصاحبه شوندگان است.
مزایای آن عبارتند از:
*فهم تجربه و دیدگاه کنشگر اجتماعی از طریق داستان ها،روایات و تبیین ها.
*فهم مفهوم پردازی های بومی از ارتباط.*کشف و استباط شیوه های زبانی که کنشگران اجتماعی در موقعیت های طبیعی بکار می برند.
*گردآوری اطلاعات در مورد فرایندهایی که با روش های دیگر نمی توان آنها را بدرستی مشاهده کرد.*بررسی اتفاقات رخ داده در زمانهای گذشته.
*بازبینی،ارزشیابی یا تفسیر اطلاعات بدست آمده از منابع دیگر.*آزمون فرضیه هایی که درمیدان پژوهش کامل شده اند .
 *دسترسی به کارایی در گردآوری داده ها.
انواع مصاحبه در حوزه ارتباطات :
مصاحبه ها از جهت عمق و دامنه موضوعات،قابل مقایسه بودن محتواها با هم،طول و تعداد جلسات تقسیم       می شوند:
مصاحبه های مردم نگارانه(مصاحبه محاوره ای غیررسمی،محاوره وابسته به موقعیت):
 زمانی رخ  می دهد که پژوهشگر در میدان حضور دارد.غیر رسمی ترین و خودجوش ترین نوع مصاحبه است،یعنی تبادل آزاد اظهارنظرها یا سکون و وقفه در رفتار می تواند نشانه آن باشد که لحظه مناسب برای پرسیدن پرسش فرارسیده است.پژوهشگر در اعمال یا گفتار مشارکت کنندگان به دنبال چیز جالب در رابطه با موضوع پژوهش بوده و برای پرسیدن پرسش هایش منتظر موقعیت می ماند یا خود آن موقعیت را ایجاد می کند.پژوهشگر باید از همان لحظه ورود به میدان پرسش های خود را آماده داشته باشد و منتظر نشانه برای موقعیت باشد.
مصاحبه با افراد مطلع(منابع اطلاعاتی زنده):
افرادی هستند که اطلاعات خوبی درباره عرصه فرهنگی دارند و پژوهشگر را از ویژگی ها و فرایندهای اصلی عرصه آگاه می کنند.بهترین آنها یک یا چند ویژگی زیر را دارند:تجربه ای طولانی در عرصه فرهنگ دارند.    (مراتب مختلف اجتماعی را طی کرده اند)،با نقش های گوناگون در خدمت عرصه بوده اند یا اخیرا نسبت به دیگران تحرک بیشتری داشته اند،نزد همگنان و افراد مافوق یا زیردستان محترمند و از طریق آنها می توان به یک یا چند شبکه اجتماعی مهم دسترسی یافت،به راحتی به اشکال مختلف زبان صحبت می کنند و می توانند پژوهشگر را درباره استفاده از آنها و معانی آنها با توجه به محیط آگاه کنند.بهترین افراد مطلع کنشگران اجتماعی دانا و هوشمندند.گاه دروازه بانان و حامیان هستند،گاه افراد بلندمرتبه،گاه منشی ها و کارکنان خدماتی(در سطوح میانی و پایین)و گاه افرادی که وضعیت حاشیه ای دارند. (منحرفان اجتماعی)پژوهشگران باید مراقب باشند تفسیرهای این افراد بر روایاتشان از عرصه سایه نیندازد،یک پژوهشگر قابل اعتماد،دوست داشتنی و مشتاق یادگیری می تواند افراد مطلع علاقه مندی پیدا کند.مصاحبه ها اغلب یک ساعت یا بیشتر زمان می برد و افراد مطلع بیش از یک بار طرف مشورت قرار می گیرند،باید پرسش ها از قبل آماده باشد.
مصاحبه با پاسخگویان:
هدف آن استخراج دیدگاه های پاسخگویان از پاسخ های باز است،همچنین روشن کردن معنای مفاهیم  و عقاید عمومی،تشخیص و تمیز مولفه های عقاید بیان شده،تعیین عوامل تأثیرگذاری که سبب می شوند کسی نظر خاصی پیدا کند یا به شیوه خاصی عمل کند،رده بندی الگوهای نگرش های پیچیده،فهم تفسیر مردم از انگیزه ها و کردارهایشان.افراد مطلع دنیای پیرامون خود را تفسیر می کنند ولی پاسخگویان تنها درباره خود حرف می زنند.    از آنها خواسته می شود نظر خود را درباره یک موضوع بگویند و احساسشان  را درباره دنیای اطرافشان بیان کنند.
مولفه های مهم مصاحبه:
*مواجهه های کوتاه،
*پرسش های اندک،*پرسش های یکسان،
*گمنام ماندن مصاحبه شونده،
*تأکید بر دریافت ذهنی پاسخگویان.
مصاحبه های روایی:
بر خلاف دیگر مصاحبه ها کل داستان را تحلیل می کنند.نحوه بیان داستان هم به اندازه خود داستان مهم است.داستان ها از خلال الگوهای بازنمایی مردم را قادر می سازند تجارب خود را برای دیگران قابل فهم کنند.(داستان ها باید با جامعه همخوانی داشته باشند،گوینده و شنونده باید در مورد زندگی مورد نظر در داستان از ساختاری عمیق پیروی کنند.روایت نقش محوری در هنر،معنویت و هویت انسانها داشته و آرزوهای انسان را در عمیق ترین سطح رمزگذاری می کند.روایات دو گونه اند:
1-روایت فردی:ریشه در سنت های فرهنگ شفاهی دارد و بر تعامل محاوره ای تأکید دارد.
2-روایت سازمانی:نوعی داستان گویی جمعی است که به پاسخگویان امکان می دهد خاطرات فردی خود را با خاطراتی که از سازمان دارند بیامیزند.
مصاحبه های متمرکز گروهی:
شرکت های بازاریابی و مشاوران سیاسی برای تخمین واکنش های مردم به پیام ها،کالاها و تبلیغ نامزدها از آن استفاده می کنند.مهمترین دلیل استفاده از آن،استفاده از عامل تأثیر گروه است.افراد در گروه با افکاری که دیگران بیان می کنند تشویق می شوند و صحبت می کنند.پژوهشگران معمولا در پی یک یا دو تأثیر گروهی هستند و هدف برخی از آنها ایجاد تعامل های مکمل است.افراد گروه موافق دیدگاهی هستند که ابراز می شود و هر یک مشاهدات خود را برآن دیدگاه می افزاید.زمینه ساز گفتارهای خودمانی و شوخی شده و خشکی جلسه را کم می کنند،گاه مردم عقاید خود را درباره موضوعات حساس که تا حالا بیان نکرده بودند می گویند،گاه وضعیت را برای تعامل های بحث برانگیز فراهم می سازد.
انجام مصاحبه:
مصاحبه فعالیتی چند وجهی است و مهارت های متنوعی می طلبد،مصاحبه گر باید پرسش هایش را موثر و        بی آنکه احساس واهمه ایجاد کند بپرسد،از مهارت گفتگو برخوردار باشد،باید مشتاق دانش طلبی باشد،طالب شناخت فرهنگ ها باشد،کاربری قابل اعتماد باشد،باید بداند اشتباهات قابل گذشتند.باید کاری کند مشارکت کنندگان مصاحبه را مواجهه ای رضایتبخش و فرصتی برای بیان مخالفت ها و عقاید خود بدانند.پذیرفتن چارچوب مصاحبه کیفی از جانب مردم باعث می شود بدون احساس نابرابری با هم حرف بزنند.هرچند پژوهشگر با پرسیدن برنامه کار را هدایت می کند اما به معنای نادیده گرفتن عاملیت مصاحبه شونده نیست.
محیط و زمینه مصاحبه:
زمان بسته به اینست که مصاحبه با چه کسانی و کجا انجام می شود.بهترین زمان،زمانی است که کمترین فشار بر روی آنها باشد و برای انجام کارهای بعد از مصاحبه زیر فشار نباشند.مکان باید دور از مزاحمت و حضور دیگرانی باشد که ممکن است گفتگوها را بشنوند.(برخی مکان های عمومی)با وجود این بیشتر مصاحبه ها مستلزم مکانی خصوصی است تا آرامش و محرمانه بودن گفتگوها آسیبی نبیند.
ضبط مصاحبه ها:
گفتگوی مصاحبه را باید ضبط کرد.به دو طریق یادداشت برداری،ضبط صدا.یادداشت برداری چون نیازی به ابزارهای مکانیکی ندارد مزیت دارد،برای اینکه مطلبی یادمان نرود یادداشت برداری می کنیم.مزیت بارز ضبط صدا اینست که پژوهشگر متن مصاحبه را کامل ضبط می کند.
ارتباط و حسن تفاهم:
چون دو طرف مصاحبه بیگانه اند،پژوهشگران باید کاری کنند مشارکت کنندگان احساس راحتی کنند،به ابهامات و پرسش های آنها درباره پژوهش و خودشان پاسخ دهند.حسن تفاهم یعنی حتی اگر دو طرف مصاحبه با دیدگاه هم موافق نباشند به نظر هم احترام بگذارند.به نوبت سوال کنند و جواب بدهند،بی آنکه سخنانشان قطع شود حق ارائه نظرشان را داشته باشند و با هر شیوه بیانی صحبت کنند.
 معرفی مصاحبه گر توسط خودش:
از جمله راه های جلب توجه مشارکت کننده و شیوه های هموار کردن راه برای شکل گیری مصاحبه ای پربار است،طرح دلایل شخصی برای مصاحبه،تعریف لطیفه و خاطرات شخصی،معرفی مشارکت کنندگان اینکه از آنها بخواهد درباره خانواده و شغل یا دیگر چیزها صحبت کنند برای مصاحبه مفید است،                      ظاهرمصاحبه گر(تصیری مثبت)و اینکه متناسب با موقعیت رفتار کند نیز مهم است.
گوش دادن:
پس از آغاز مصاحبه گوش دادن رفتاری مهم در برقراری ارتباط است،توجه کردن نوعی گوش دادن منفعلانه است و گوش دادن فعالانه تلاشی است برای شنیدن نکته های مهم و شناخت جنبه های مختلف گفتار او،پرسیدن سوال در زمان مناسب،حرکاتی چون تکان دادن سر،لبخند زدن و اصواتی مثل بله،آها،ارتباط و حسن تفاهم همواره به گوش دادن فعالانه و نهایتا به کیفیت ارتباط می افزاید.
 
طراحی و کاربرد پرسش:
پرسش های مصاحبه می توانند آنچه را که پژوهشگر در پی آنست مشخص کنند و تردید مشارکت کننده را از بین ببرند و فنونی برای شروع بحث در مسیر بحث یا حتی تغییر بحث هستند،می توانند فرد خجول را به صحبت وادارند یا جلوی پرگویی شخصی را بگیرند،می توانند جذاب یا گیج کننده باشند.
برنامه ها و راهنماهای مصاحبه:
ابزارهای کسب آمادگی هستند،برنامه مصاحبه رسمی تر است و زمانی بکار می رود که لازم باشد متن پرسشنامه ها و ترتیب آنها یکسان باشد،هدف آنست که مصاحبه گر مطمئن شود همه مصاحبه شوندگان تقریبا شنونده پرسش های واحدی هستند.در پژوهش هایی که رویکردی طراحی شده دارند بکار می رود،راهی برای افزایش روایی و پایایی داده های پژوهش است0راهنمای مصاحبه انعطاف پذیرتر است،شامل  دسته بندی پرسش هایی است که   می توان به شیوه گوناگون از افراد متفاوت پرسید.پژوهشگران با داشتن راهنمای مصاحبه آزادند پرسش های متناسب با موقعیت خود طرح کنند،در مواجهه با افراد مطلع می توانند نظم متفاوتی را در نظر بگیرند تا روال مصاحبه را با قابلیت های مصاحبه شونده هماهنگ کنند،امکان سازگار شدن با سبک گفتار مشارکت کننده را فراهم می کند،با تغییر در پرسش ها به هدف های مورد نظر نزدیک تر شوند.تفاوتشان در اینست که برنامه مصاحبه بر ابزارهای گردآوری اطلاعات تأکید می کند ولی راهنمای مصاحبه با توجه به مباحث مورد بررسی بر هدف ها تأکید دارد،امکان دستیابی محقق به ابزارهای گوناگون را فراهم می کند،ولی برنامه مصاحبه تأکید بر یکسان سازی روش مصاحبه دارد.
پرسش های غیر راهنما:
پرسش سفرنامه ای بزرگ:می خواهد بفهمد یک رخداد از آغاز تا پایان چگونه انجام می شود،پژوهشگر از خلال عبارات مصاحبه شونده سفر به دنیای تجربه او را آغاز و مسیر آن را تا پایان طی می کند وبه این ترتیب او را آموطش می دهد،بعد تاریخی زمانی دارند.
پرسش سفرنامه ای کوچک:اطلاعاتی عمیق تر درباره بخشی از فعالیت های گسترده تر بدست می آورد.
پرسش بیاد ماندنی:از مشارکت کننده خواسته می شود نخستین یا جالب ترین تجربه اش را بازگو کند.
پرسش خطی زمانی:سیر حوادث را از نقطه ای در گذشته تا نقطهای نزدیک به زمان حال و بر اساس زمان وقوع آنها روایت می کند،برای مطالعی زندگینامه مصاحبه شونده یا تاریخ یک گروه اجتماعی مناسب است.
پرسش از زبان محلی:درباره زبان روزمره صحبت می کنند.
پرسش های مثالی و پرسش های تجربه ای: مثالی درخواست مثالی از چیزی مربوط به موضوع مورد بحث است،تجربه ای گوینده را تشویق می کند که مفصل تر و با بیانی شخصی تر و اول شخص حرف بزند.
پرسش مطلوب:آرمانی را که برای سازمان خود تصور می کند توصیف کند.(گرفتن عقاید پنهان)
پرسش های راهنما:پرسش های ساختاری:هدفش کشف اینست که بدانند افراد مطلع چگونه دانش خود را سازماندهی می کنند.
پرسش های مقایسه ای:او را به مقایسه موقعیت های مختلف فرا می خواند.
طرح ایده نو و غیر منتظره:آیا معمولا اینطور شروع می کند.
پرسش های شیطانی:دیدگاه های نادرست مطرح می کنند برای فهم گفتگوها درباره عقاید مهم.
پرسش های پایان مصاحبه:پرسش های حساس را که سرشتی شخصی یا سیاسی دارند در اواخر مصاحبه مطرح  می کنیم،برای جلب اعتماد و تناسب پرسش ها،باید زمانی برای پرسش های پایانی باز بگذارد،باید مصاحبه شونده را به پرسش سوال یا طرح نظرات خود تشویق کند.باعث می شود نکات ناگفته مطرح شوند حتی اگر مصاحبه تمام شده باشد.
مصاحبه همراه با تفسیر عکس:
از عکس برای تفسیر عرصه فرهنگی استفاده می شود،در این نوع مصاحبه ها دو گونه پرسش مطرح  می شود:
1-پرسش های توصیفی درباره اینکه چه اشیا یا افرادی در تصویر بازنمایی شده اند،نام آنها چیست،هدف از فعالیت چیست.
2-پرسش هایی که در آن از تصویر مانند نقطه عزیمتی برای سوال از فرایندهایی که در تصویر نشان داده نمی شوند استفاده می شود.
 
 
پیاده کردن مصاحبه ها:
پیاده کردن نوارهای مصاحبه ، به شکل دستی(استفاده ساده از ضبط صوت) یا با ماشین های ویژه پیاده سازی نوار با پدال پایی.پژوهشگران گاه ناگزیرند تصمیم بگیرند خود مصاحبه ها را پیاده کنند یا کسی را به انجام این کار بگمارند.با سپردن کار پیاده سازی به افراد حرفه ای می توانند در وقت گرانبهای خود صرفه جویی کنند،پژوهشگر در مباحث سبک شناسی نیز ناگزیر از تصمیم گیری است.گاه می توان از نشانه ها برای نشان دادن جنبه هایی از رفتار کلامی بهره برد.همچنین پژوهشگران درباره سطح ویراستاری متن نیز تصمیم گیری می کنند،برخی قائل به ویراستاری مختصر در متن اند،اما برخی دیگر از ویراستاری بالقوه معانی مورد نظر مشارکت کنندگان را تغییر     می دهد و ویراستاری به این معنا،شامل تغییر گفتار پیاده شده با هدف انطباق آن با معیار های دستور زبان است.